تبليغاتX
ستاره شرق

ستاره شرق
دل نوشته ها
ت الله اراکی (ره) فرمود: شبی خواب امیرکبیر را دیدم، جایگاهی متفاوت و رفیع داشت
پرسیدم چون شهیدی و مظلوم کشته شدی این مرتبت نصیبت گردید؟
با لبخند گفت : خیر
سؤال کردم چون چندین فرقه ضاله را نابود کردی؟
گفت : نه
با تعجب پرسیدم : پس راز این مقام چیست؟
جواب داد : هدیه مولایم حسین(ع) است!
گفتم چطور؟
با اشک گفت : آنگاه که رگ دو دستم را در حمام فین کاشان زدند؛ چون خون از بدنم میرفت تشنگی بر من غلبه کرد سر چرخاندم تا بگویم قدری آبم دهید؛ ناگهان به خود گفتم میرزا تقی خان! ۲ تا رگ بریدند این همه تشنگی! پس چه کشید پسر فاطمه؟ او که از سر تا به پایش زخم شمشیر و نیزه و تیر بود! از عطش حسین حیا کردم ، لب به آب خواستن باز نکردم و اشک در دیدگانم جمع شدآن لحظه که صورتم بر خاک گذاشتند امام حسین آمد و گفت به یاد تشنگی ما ادب کردی و اشک ریختی؛ آب ننوشیدی این هدیه ما در برزخ، باشد تا در قیامت جبران کنیم

[ چهارشنبه 21 دی1390 ] [ 7:33 قبل از ظهر ] [ mohammadrezal ]
در خدمت استاد بزرگوار و خطیب ارجمند حضرت حجت الاسلام و المسلمین ادیب یزدی بودیم . جریانی را نقل فرمودند که احساس می کنم در این ایام ماه محرم و عزای حضرت سید الشهدا باید یکبار دیگر آنرا نقل نمایم اگرچه به دوستان نزدیک گوشزد کرده ام.

استاد ادیب یزدی می فرمودند : بواسطه ی یکی از دوستانم مطلع شدم که یک مرتاض از هند به ایران آمده است . از او خواستم قراری را معین کند تا این مرتاض را ببینم . یک روز ، قراری را معین کرد .
در یک ساختمان یک کارخانه ی متروکه در جاده قدیم تهران کرج .
رفتم تا این مرتاض را ببینم .
اصالتا ایرانی بود و شیعه و سالها به ریاضت در هندوستان مشغول بود .
کمی صحبت کردیم .
به من گفت : آقای حاج شیخ آیا بلدی روضه بخوانی ؟
گفتم: بله
گفت : برایم یک روضه ی علی اکبر بخوان
و من هم شروع کردم به روضه خواندن .
در طول روضه می دیدم که به شیوه ی خاصی از مراتب گریه ، ناله می کند .
ناله ای که همانند زوزه کشیدن بود .
وقتی روضه ام تمام شد نگاهی به من کرد و گفت :
آقای حاج شیخ ! می خواهم یک مطلبی را بگویم :
من حدود ۷۰ سال سخت ترین ریاضت ها را کشیدم تا بتوانم به مراحلی از سیر معنوی دست پیدا کنم و به جایی برسم .
اما می خواهم تجربه ای بس بزرگ را برایت بگویم :
یک قطره ی اشک بر امام حسین یک طرف و این هفتاد سال ریاضت هم یک طرف .
سرعت سیری که در یک قطره اشک بر امام حسین نهفته است ، از این هفتاد سال ریاضت کاری تر است .

اعتراف : خدایا اگر حسین نداشتیم چه می داشتیم و حال که حسین داریم چه کم داریم ؟!
نکته : خدای خوبم ! بر نعمت حسینت که به ما ارزانی داشنی اش، شکر .
توجه : رفیق ! این عزا را دریاب ! اما مواظب باش که شکر نعمت این پروردگار و این ارباب فراموشت نشود .
پس : حسینی باش !

[ دوشنبه 19 دی1390 ] [ 11:20 بعد از ظهر ] [ mohammadrezal ]

 

دکتر طریق السوادان آیاتی را در قرآن مجید پیدا کرده‌ است که قید می‌کند موضوعی برابر با موضوعی دیگر است، مثلاً مرد برابر است با زن. گرچه این مسئله از نظر صرف‌و‌نحو دستوری بی‌اشکال است اما واقعیت اعجاب‌آور این است که تعداد دفعاتی که کلمه مرد در قرآن دیده می‌شود ۲۴ مرتبه و تعداد دفعاتی که کلمه زن در قرآن دیده می‌شود هم ۲۴ مرتبه است، درنتیجه، نه تنها این عبارت از نظر دستوری صحیح است، بلکه از نظر ریاضیات نیز کاملاً بی‌اشکال است، یعنی ۲۴=۲۴٫

با مطالعه بیشتر آیات مختلف، او کشف نموده‌است که این مسئله درمورد همه چیزهایی که در قرآن ذکر شده این با آن برابر است، صدق می‌کند. به کلماتی که دفعات به‌کار بستن آن در قرآن ذکر شده، نگاه کنید:

 

 

 

- دنیا ۱۱۵ / آخرت ۱۱۵
- ملائک ۸۸ / شیطان ۸۸
- زندگی ۱۴۵ / مرگ ۱۴۵
- سود ۵۰ / زیان ۵۰
- ملت (مردم) ۵۰ / پیامبران ۵۰
- ابلیس ۱۱ / پناه جستن از شر ابلیس ۱۱
- مصیبت ۷۵ / شکر ۷۵
- صدقه ٧٣ / رضایت ٧٣

- فریب خوردگان (گمراه شدگان) ۱۷ / مردگان (مردم مرده) ١٧
- مسلمین ۴١ / جهاد ۴١
- طلا ۸ / زندگی راحت ٨
- جادو ۶٠ / فتنه ۶٠
- زکات ٣٢ / برکت ٣٢
- ذهن ۴٩ / نور ۴٩

- زبان ٢۵ / موعظه (گفتار، اندرز) ٢۵
- آرزو ٨ / ترس ٨
- آشکارا سخن گفتن (سخنرانی) ١٨ / تبلیغ کردن ١٨
- سختی ١١۴ / صبر١١۴
- محمد (صلوات الله علیه) ۴ / شریعت (آموزه های حضرت محمد (ص) ۴
- مرد ٢۴ / زن ٢۴

همچنین جالب است که نگاهی به دفعات تکرار کلمات زیر در قرآن داشته باشیم:

- نماز ۵، ماه ١٢، روز ٣۶۵
- دریا ٣٢، زمین (خشکی) ١٣
- دریا + خشکی = ۴۵=۱۳+۳۲
- دریا = %۱۱۱۱۱۱۱/۷۱= ۱۰۰ × ۴۵/۳
- خشکی = % ۸۸۸۸۸۸۸۹/۲۸ = ۱۰۰ × ۴۵/۱۳
- دریا + خشکی = % ۰۰/۱۰۰

دانش بشری اخیراً اثبات نموده که آب ۱۱۱/۷۱% و خشکی ۸۸۹/۲۸ % از کره زمین را فراگرفته است.

آیا همه اینها اتفاقی است؟ سوال اینجاست که چه کسی به حضرت محمد (صلوات الله علیه) اینها را آموخته است؟ قرآن هم دقیقاً همین را بیان می‌کند…!

[ یکشنبه 18 دی1390 ] [ 7:24 قبل از ظهر ] [ mohammadrezal ]
آیا میدانید: مورچه ها هم شمردن بلدند و قدم هایشان را برای مسیر یابی میشمارند

آیا میدانید: بیشترین میزان تولد در جهان برای ماه آگوست است؟

آیا میدانید: اکثر ماتیک ها حاوی پولک ماهی است؟ …

آیا میدانید: خرس ۴۲ دندان دارد؟

آیا میدانید: لیمو حاوی قند بیشتری از توت فرنگی است؟

آیا میدانید: خرگوش ها شیرین بیان دوست دارند؟

آیا میدانید: که الفبای زبان هاوایی فقط ۱۲ حرف دارد؟

آیا میدانید: نعره یک نوع شیر تا ۳ کیلومتری شنیده میشود

آیا میدانید: سریع ترین جت دنیا دارای سرعت ۳۶۰۰ کیلو متر است

آیا میدانید: طول همه ریشه های یک نیشکر ۲۰ کیلومتر است

آیا میدانید: فاصله سطح کره زمـیـن تـا مـرکز آن حدود ۶۳۷۰ کیلومتر است

آیا میدانید: اغلب ماتیکها حاوی فلسهای ماهی میباشند

آیا میدانید: خطر ابتلا به آنفلوانزای مرغی ۱ بر ۱۰۰ میلیون میباشد

آیا میدانید: که دروان حاملگی کرگدن نیز به ۴۹۰ روز است

آیا میدانید: ۹۰%مردم در نیمکره شمالی زندگی میکنند

آیا میدانید: درخت خرما نر هرگز بار نمی آورد

آیا میدانید: انجیر خشک کرده ۶ برابر انجیر تازه مقوی تر است

آیا میدانید: در جهان فقط ۷ هزار ببر وجود دارد

آیا میدانید: بدن انسان ۵۰ هزار کیلومتر رشته عصبی دارد

آیا میدانید: ۱۳۰۰ تا از کره زمین در سیاره مشتری جای میگیرد

آیا میدانید: در هر قطره آب ۳۳ میلیارد الکترون وجود دارد

آیا میدانید: مرغ با شنیدن موسیقی بزرگترین تخم را میگذارد

آیا میدانید: قدیمترین بنا در شمال توکیو است ۵۰ هزار سال قدمت دارد

آیا میدانید: پروانه‌ها با پاهایشان می‌چشند.

آیا میدانید: الفبای مردم هاوایی ۱۲ حرف دارد.

آیا میدانید: مورچه ها نمیخوابد.

آیا میدانید: اسکندر و ژولیوس سزار صرع داشتند

آیا میدانید: کوکا کولا در اصل سبز رنگ است

آیا میدانید: خوک‌ها به دلیل فیزیک بدنی قادر به دیدن آسمان نیستند

آیا میدانید: قدمت خالکوبی به بیش از ۵۰۰۰ سال میرسد

آیا میدانید: اغلب مارها دارای ۶ ردیف دندان میباشند

آیا میدانید: ۸۰٪ موجودات دنیا را حشرات تشکیل داده اند

آیا میدانید: مروارید درون سرکه ذوب میگردد

آیا میدانید: اسکنر ۴۸ سال پیش اختراع شده است

[ شنبه 17 دی1390 ] [ 7:57 قبل از ظهر ] [ mohammadrezal ]
اقاي "Bayerische AG" زندگي خود را در مونيخ به عنوان يك توليد كننده موتورهاي هوايي آغاز كرد و بعد از آن در سال 1923 شروع به توليد موتورسيكلت كرد.
اولين محصول او موتور مدل R 32 فروش بسيار موفقي داشته و اين كمپاني بعدها به نام BMW معروف شد.در سال 1928 با به كار گيري Dixi كارخانه مدلهاي گوناگوني توليد كرد.از جمله اين اتومبيلها مدلهاي BMW 3 , BMW 15 بودند.
در سال 1933 كمپاني با اطمينان از وضعيت مالي و پشتوانه علمي و عملي خود تصميم به ساخت اتومبيلي با موتور 6 سيلندر گرفته و نيز با ايجاد تغييراتي در شاسی آن دو محور چرخ ها را از هم بيشتر كرد.طي مدت كمتر از يك سال حجم موتور شش سيلندر به 1500CC افزايش يافت و در مدلهاي جديدي به نامهاي Sport و Saloon به بازار عرضه شد.در سال 1935 حجم اين موتور به 2000CC رسيد.
 
در سال 1936 بهترين اتومبيل اين دهه يك 326 قدرتمند به بازار عرضه شد.اين اتومبيل داراي شاسي متفاوتي بود و به عنوان پدر اتومبيلهاي دهه 1930 لقب گرفت.در سال 1937 مدل Sport دو نفره 328 به اتومبيلي سريع در تمامي پيستهاي اروپا تبديل شده بود. در همين سال مدل كوپه 327 به مرحله توليد انبوه رسيد.ولي آخرين اتومبيل قبل از جنگ محصول سال 1939 يك مدل 334 با حجم موتور 3500CC به توليد انبوه نرسيد.
 
به دليل بمباران كارخانه در شهر مونيخ, BMW بعد از جنگ دچار مشكلات بسيار جدي شده و ناچار به آلمان شرقي نقل مكان كرد.
در سال 1948 توليد موتورسيكلت مجددا آغاز شد.در سال 1952 با توليد مدل 501Saloon توليد اتومبيل از سر گرفته شد.
تا سال 1964 اتومبيلهاي اين كمپاني تقريبا مشابه يكديگر و داراي موتورهاي شش سيلندر V8 بودند.در سال 1955 يك مدل كوپه 503S ساخنه شد.البته فروش اين مدل به دليل قيمت بالا با مشكلات زيادي روبرو بود و در نتيجه BMW شروع به نوليد اتومبيلهاي كوچكتري كرد.
مدل 1500Saloon محصول 1961 كه در اندازه متوسط توليد شده بود BMW را از ورشكستگي نجات داد.
اين ابتكار ساخت يك سري از انومبيلهاي 4سيلندر را در دهه بعد به همراه داشت.با موتورهايي با قدرت 80bhp براي مدل 1500 كه گاه تا 170bhp براي محصولاتي مانند 2002Turbo افزايش مييافت.(واااي 2002 توريو )
اين سري از اتومبيلها در مدلهاي دو در , چهار در و كروك و بعد از سال 1871 در مدلهاي هاچبك توليد شدند.
موفقيت در اين سريها باعث شد تا كمپاني ظرفيت خود را بالا برد و در سال 1967 , ‌پص به همين منظور كارخانه Glas را خريداري كرد و پس از يك سال در اين كارخانه مدل 1600GT را توليد كرد.
ضمنا خط توليد مدلهاي كوپه بزرگ از سال 1965 به بعد ادامه داشت و مدلهاي Bertone از اين جمله بودند.
 

 

 

 
در سال 1968 توليد موتورهاي شش سيلندر قوي مجددا شروع شد و حاصل آن اتومبيلهاي Saloon بزرگ بود. در سال 1971 حجم موتورهاي Saloon به 3200cc افزايش يافت.
BMW در دهه هاي 1970 و 1980 فقط به بهتر كردن كيفيت توليدات قبلي خود پرداخت و حاصل اين تلاش سري 3(توليد اتومبيلهاي Saloon با اندازه متوسط) سري 5 (اتومبيلهاي Saloon در اندازه بزرگ) , سري 7 (اتومبيلهاي Saloon تشريفاتي و راحت) و سري 6(اتومبيلهاي كوپه Sport بزرگ) بود.
در سال 1978 تعدادي از اين اتومبيلها مانند كوپه M1 با سرعتي در حدود 260 كيلومتر در ساعت و كيفيت بسيار بالا به بازار عرضه شد كه نشانه پيشرفت بسيار در صنعت اتومبيلهاي Sport بود.
انگيزه پيروزي در مسابقات فرمولا 1 باعث شد تا BMW مدلهاي M ام (M3 , M5 , M535i , M635 Csi) را توسط بخش سازنده اتومبيلهاي Sport توليد كند.
بخش تكنيكي BMW تصميم به رقابت با بخش تپليد كننده اتومبيلهاي مسابقه اي گرفت و حاصل اين رقابت توليد اتومبيلهاي Sport دو سرنشينه Z1 بود كه در سال 1989 به بازار عرضه شد.از جمله ديگر محصولات اين رقابت مدلهاي 328 و 507 و 325i -با قدرت 170hbp و موتوري شش سيلندر و 2500cc - مي باشد.
 
يكي از مهمترين اقدامات BMW در سالهاي اخير ايجاد دگرگوني در سري هاي گذشته 8,7,6,5,3 و تبديل آنها به اتومبيل هايي مطابق با استانداردهاي امروزي است كه از جمله اين اتومبيلها مي توان به مدل هاي 750iL از سري 7 اشاره كرد كه داراي موتور V12 با قدرت 300hbp و حجم موتور 5000CC مي باشد. اين مدل از اتومبيلهايي بود كه نظر تمام تاجران اتومبيل را به خود جلب نمود.
مدل كوپه دو سرنشينه 850i يكي از اتومبيلهاي Sport است كه بر روي كيلومتر شمار آن سرعت 250 كيلومتر در ساعت خود نمايي ميكند در حاليكه اتومبيل ظرفيت 274 كيلومتر در ساعت را نيز دارد.اين مدل برتري تكنيكي بالايي نسبت به بنز پيدا كند .

[ جمعه 9 دی1390 ] [ 11:54 قبل از ظهر ] [ mohammadrezal ]
Ferrucio Lamborghini در سال 1916 در یک ده کشاورزی در ایتالیا به نام Renazzo di Cento (رناتزو دی سنتو) به دنیا آمد. او در لیست تعمیرکاران اتومبیل ارتش ایتالیا در جنگ جهانی دوم به تعمیر ماشینها می پرداخت. بعد از جنگ، Ferrucio در خارج از تعمیرگاهش، شروع به ساخت تراکتورهایی از باقی مانده خودروهای آسیب دیده و تجزیه قطعات آنها نمود. ساخت تراکتور آنهم از جنس یک سری خودروی جنگی واقعا کاری مشکل و سردرگم کننده بود و همین امر باعث دسترسی او به موفقیتهای بیشتر شد.Ferrucio Lamborghini یک مدل فراری را خریداری کرد، که مشکلات زیادی داشت، مشکلات از طریق نمایندگیها قابل حل نبود و Ferrucio به مودنا رفت و مستقیما با انزو فراری ملاقات کرد و مشکلات فراری را مطرح کرد، و انزو فراری در کمال بی ادبی به او گفت : "مشکل از فراری نیست، مشکل از کشاورزش است."
Ferrucio بعد از این بی حرمتی تصمیم به ساخت اتومبیلی GT برای رقابت با کمپانی فراری گرفت.
در سال 1959 محصولات لامبورگینی گسترده تر شد و لامبورگینی سازنده سیستمهای مختلف اتومبیل از جمله سیستم ایرکاندیشن بود. در سال 1963 فعالیت بسیار موفق این کمپانی مبدا شکل گرفتن کمپانی بزرگی به نام "Automobili Lamborghini SpA" در SantaAgata واقع در Bologna شد. او لوگوی کمپانی را نمادی از یک گاو وحشی ، به عنوان سمبل برای اتومبیلهایش قرار داد. و نام اکثر مدلها ارتباط معنایی با گاوهای وحشی دارند.
 

 


 
Giotto Bizzarrini، کارمند سابق کمپانی فراری نیروی جدید لامبورگینی تصمیم به ساخت یک مدل V-12 برای لامبورگینی شد. موتور این مدل نیز به زودی طراحی و ساخته شد، با قدرت 400 اسب بخار. از آنجا که Ferrucio یک مدل GT خواسته بود، نه یک مدل مسابقه ای، موتور به قدرت 280 اسب بخار دی-تیون شد. در مارچ 1964، اولین اتومبیل لامبرگینی با نام 350GT شکل گرفت.
350GT با 400GT و 400GT 2+2 کامل تر شد. زمانیکه میورا Miura نمایش داده شد، یک سوپراتومبیل بود، این مدل با نام یک مسابقه گاوبازی معروف نامگذاری شد. و این ممارست رشد و ارتقاء بیشتری را برای لامبورگینی به ارمغان آورد.لامبورگینی، با پیشرفتهای روزافزون و مدلهایی نظیر "اسپادا(Espada)"،"کاونتاچCountach"و"دایابلو(Diablo )" رقابتی نفس گیر برای دیگر هم رده ها بوجود بیاورد.
در سال 1973 Ferrucio تمام کمپانیهایش رو فروخت و در باغ بزرگی که در ایالت Umbria داشت بازنشست کرد.او در 20 فوریه 1993 در سن 77 سالگی از دنیا رفت و این کمپانی هنوز به پیشرفت و رقابت خود مشغول است.

[ سه شنبه 6 دی1390 ] [ 7:58 قبل از ظهر ] [ mohammadrezal ]
در افسانه های شرقی قدیم آمده است که یکی از پادشاهان بزرگ برای جاودانه کردن نام و پادشاهی خود تصمیم گرفت که قصری باشکوه بسازد که در دنیا بی نظیر باشد و تالار اصلی ان در عین شکوه و بزرگی و عظمت ستونی نداشته باشد !!!

اما پس از سالها و کار وتلاش و محاسبه ، کسی از عهده ساخت سقف تالار اصلی بر نیامد و معماران مدعی زیادی بر سر این کار جان خود را از دست دادند تا اینکه ناکامی پادشاه او را به شدت افسرده و خشمگین ساخت و دست آخر معلوم شد که معمار زبر دست و افسانه ای به نام سنمار وجود دارد که این کار از عهده او بر می آید …

و بالاخره او را یافتند و کار را به او سپردند  و او طرحی نو در انداخت و کاخ افسانه ای خورنق را تا زیر سقف بالا برد و اعجاب و تحسین همگان را برانگیخت اما درست وقتی که دیواره ها به زیر سقف رسید  سنمار ناپدید شد و کار اتمام قصر خورنق نیمه کار ماند …

مدتها پی او گشتند ولی اثری از او نجستند و پادشاه خشمگین و ناکام دستور دستگیری و محاکمه و مرگ او را صادر کرد تا پس از هفت سال  دوباره سر و کله سنمار پیدا شد .

او که با پای خود امده بود دست بسته و در غل و زنجیر به حضور پادشاه آورده شد و شاه دستور داد او را به قتل برسانند اما سنمار درخواست کرد قبل از مرگ به حرفهای او گوش کنند و توضیح داد که علت ناکامی معماران قبلی در برافراشتن سقف تالار بی ستون این بوده است که زمین به دلیل فشار دیواره ها و عوارض طبیعی نشست می کند و اگر پس از بالا رفتن دیواره بلافاصله سقف ساخته شود به دلیل نشست زمین بعدا سقف نیز ترک خورد و فرو می ریزد و قصر جاودانه نخواهد شد…

پس لازم بود مدت هفت سال سپری شود تا زمین و دیواره ها نهایت افت و نشست خود را داشته باشند تا هنگام ساخت سقف که موعدش همین حالا است مشکلی پیش نیاید و اگر من در همان موقع این موضوع را به شما می گفتم حمل بر ناتوانی من می کردید و من نیز به سرنوشت دیگر معماران ناکام به کام مرگ می رفتم …

پادشاه و وزیران به هوش و ذکاوت او آفرین گفتند و ادامه کار را با پاداش بزرگتری به او سپردند و سنمار ظرف یک سال قصر خورنق را اتمام و آماده افتتاح نمود .

مراسم باشکوهی برای افتتاح قصر در نظر گرفته شد و شخصیتهای بزرگ سیاسی آن عصر و سرزمینهای همسایه نیز به جشن دعوت شدند و سنمار با شور و اشتیاق فراون تالارها و سرسراها واطاقها و راهروها و طبقات و پلکانها و ایوانها و چشم اندازهای زیبا و اسرار امیز قصر را به پادشاه و هیات همراه نشان میداد و دست آخر پادشاه را به یک اطاق کوچک مخفی برد و رازی را با در میان گذاشت و به دیواری اشاره کرد و تکه  اجری را نشان داد و گفت : کل بنای این قصر به این یک آجر متکی است که اگر آنرا از جای خود در آوری کل قصر به تدریج و آرامی ظرف مدت یک ساعت فرو میریزد و این کار برای این کردم که اگر یک روز کشورت به دست بیگانگان افتاد نتوانند این قصر افسانه ای را تملک کنند شاه خیلی خیلی خوشحال شد و از سر شگفتی سنمار به خاطر هنر و هوش و درایتش تحسین کرد و به او وعده پاداشی بزرگ داد و گفت این راز را باکسی در میان نگذار …

تا اینکه در روز موعود قرار شد پاداش سنمار معمار را بدهد . او را با تشریفات تمام به بالاترین ایوان قصر بردند و در برابر چشم تماشا گران دستور داد به پایین پرتابش کنند تا بمیرد!!!

سنمار در آخرین لحظات حیات خود به چشمان پادشاه نگاه کرد و با زبان بی زبانی پرسید چرا ؟؟؟!!!

و پادشاه گفت برای اینکه جز من کسی راز جاودانگی و فنای قصر نداند و با این جمله او را به پایین پرتاب کرده  و راز را برای همیشه از همه مخفی نگاه داشت…!

ما دیگران را فقط تا آن قسمت از جاده که خود پیموده‌ایم می‌توانیم هدایت کنیم… اسکات پک

[ دوشنبه 5 دی1390 ] [ 9:27 بعد از ظهر ] [ mohammadrezal ]
گاهی در زندگی با دنباله ای از «نشدن ها» و به اصطلاح «نیامدن ها» مواجه می شویم.

شاید اگر این بد آوردن ها؛ گه گاهی رخ می داد، قابل تحمل بود اما وقتی پشت سر هم شد غیر قابل تحمل می شود!

[ پنجشنبه 1 دی1390 ] [ 10:23 بعد از ظهر ] [ mohammadrezal ]

اگه جرات دارین دخترا رو اذیت کنید

راههای اذیت کردن دوست دخترها. پسرا اینا رو حفظ کنید و در مواقع نیاز به کار ببندید. 8) ۸)

هروقت به موبایل شما زنگ زد و مشغول تعریف کردن وقایع روزانه اش بود(که معمولا این کار را با افزایش شاخ و برگ و با آب و تاب دادن به آن انجام میدهد) صحبت هایش را قطع کرده و اعلام نمایید که پشت خطی دارید و لطف کند و ۱ ساعت دیگر تماس بگیرد ! :lol:

هر وقت خواستید وی را سوار ماشین کنید با استفاده از عطر زنانه مادر و یا خواهر محترمتان فضای ماشین را عطر آگین کنید و هنگامی که ازتان پرسید این بوی چیست شروع به تناقض گویی کنید تا تصور کند رقیب دارد!(مسلماً این عمل بسیار غیر انسانی است و تنها در صورتی این کار را انجام دهید که مطمئن شوید بعد ها ناحیه ای از وجود شما به نام وجدان شروع به خارش و درد نخواهد کرد) 8)

دائماً اسم وی را اشتباهی صدا کنید (مثلاً اگر اسمش سارا است او را شیما صدا بزنید تا هر گونه امکان اشتباه اعم از لپی و … به ذهنش خطور نکند و به شک بیفتد که رقیب دارد).اگر هم پرسید شیما کیست بگویید دوست دختر قبلی ام که تیریپی لاو گونه با او داشتم ! :P

مدام به طرز لباس پوشیدن وی گیر دهید .مثال:
شما- این چه شلواریه؟چرا اینقدر کوتاهه؟مگه بابات پول نداره واست شلوار بخره؟

دوست دخترتان: کجای شلوار من کوتاهه ؟تا سر قوزک پام اومده!

شما- بد تر!این چه وضع لباش پوشیدنه؟چرا مثل قرون وسطی تیپ میزنی؟الان همه شلوار کوتاه میپوشند تو چرا مثل زنای ۷۰ ساله لباس پوشیدی؟!؟!؟!

(البته لازم به ذکر است که زنان ۷۰ ساله در صورتی که در قید حیات باشند هرگز شلوار نمی پوشند و به دلیل کهولت سن و نزدیک بودن به زمان فسیل شدن فقط دامن می پوشند.دلیلش رو هر وقت ۷۰ ساله شدید می فهمید!) :wink: :wink:

از یک هفته قبل از تولد تا یک هفته بعد از تولدش مفقود الاثر شوید و در دسترس نباشید و هنگامی هم که از شما درخواست هدیه نمود به وی بفرمایید:مگه من و تو واسه هدیه دوست شدیم؟مهم اینه که قلبامون پیش همدیگه باشه که هست!(لازم به ذکر است در سایر اعیاد سال از قبیل ولنتاین، سالگرد دوستی،روز عید نوروز و …. نیز همین عمل را انجام دهید) :D

هنگامی که با او قرار دارید یک پاکت مگنا(Magna) گازوییلی خریداری نموده و مانند اگزوز ماشین دائماً از خودتان دود متصاعد کنید در ضمن دود تهوع آور سیگارتان را نیز مرتباً به سمت وی حواله دهید :lol: :lol:

هر وقت با او بیرون میروید مانند انسانهای چشم چران مدام به لنگ و پاچه دختران مردم نگاه بیفکنید :wink:

هنگامی که دوستش را با خودش سر قرار آورد کانون توجهاتتان به سمت دوستش باشد و قبل از خداحافظی از دوستش بخواهید شماره اش را به شما بدهد! :evil:

و اگر می خواهید شورش را در آورید و حسابی سکه یه پولش کنید با یکی دیگر از دوست دختر هایتان(که مطمئناً همه پسر ها برای روز مبادا چنین چیز هایی دارند) به جایی بروید که مطمئنید وی و چند تا از دوستان صمیمی اش(که البته شما را هم میشناسند) آنجا حضور دارند!

- نکته: دختر خانم ها معمولاً به دلیل وجود خصلتی به نام حسودی جلوی دوستان صمیمی خود پز دوست پسر هاشون را میدهند حال تصور کنید که یک دختری وقتی که پیش دوستان صمیمی اش میباشد – در حالیکه مشغول تعریف دادن از دوست پسرش- ناگهان دوست پسرش را مشاهده کند که دست در دست دختری دیگر از آن ناحیه رد میشوند(این یکی خیلی حال میده حتما امتحان کنید :D )

بعد وقتی باهاش تو پارک قدم می زنید اس ام اس هاتون رو چک کنید و به دختر جماعت نگاه کنید. ( سعی کنید درست جلوی چشم دوستتون این کار را بکنید )

وقتی پیش دوستتونید اونیکی دخترا رو نشون بدید و بگید مثلا: عجب مانتوی باحالی پوشیده :oops:

تو ماشین که هستین و دوستتون در حال گوش دادن به موزیک مورد علاقه شون هستند بزنید به یه اثر زیبا از دکتر شجریان گوش کنید

وقتی در کافی شاپ در حال صرف انواع نوشیدنی و … هستید بی کلاس ترین نوشیدنی مثل چایی را سفارش بدهید :lol:

وقتی قراره با هم به مهمونی یا … برید از درویشانه ترین لباسهایتان استفاده کنید تا آنتی کلاس عمل کرده باشید
نتیجه اخلاقی = کلا بی کلاس باشین تا راحت باشین 8)

- همیشه دوست دخترتون رو با اسم دوست دختر قبلیتون که اونم میشناسه صدا کنید و (بعد معذرت بخواهید) :D

- وقتی از جایی که با هم چیزی خوردید و شما حساب کردید بیرون اومدید بگید:اصلا ارزش نداشت و فقط پولتون رو دور ریختید. :lol: :lol: :lol: :lol:

-آخر نامه ها مثله این تازه به دوران رسیده ها زرت و زورت ننویسید (دوستت دارم) :o

- ولنتاین مسافرت باشید. :oops:

- همیشه یک شاخه گل بهترین هدیه هست. :!:

- وقتی موهاش بلنده بهش بگید کوتاه کنه و اگر کوتاه کرد بگید: الان فهمبدم هیچ مدل مویی بهت نمیاد. بلند که بود قشنگتر بود. :D

- به بهانه ی ترافیک ۳۳دقیقه و ۱۴ثانیه دیر برید سر قرار.دانشمندان در آخرین تحقیقات خود ثابت کرده اند که اگر دیرتر از این زمان بروید خوشگل مورد نظر (آی کیو همون دختره دیگه) محل را ترک خواهد کرد و اگر زود تر بروید پررو میشود. 8) ۸)

- فقط از رنگ صورتی بدتون میاد (مورد استفاده در ۹۹/۹۹درصد از مواقع)

- از مزه ی رژ لب چندشتون میشه (وا!!!!!!!!!) :!:

 

…………………

در پیرو اعتراضات شدید خانوم ها از روش های دوست دختر آزاری و حمایت از آنها اینک راههای دوست پسر آزاری!
(به این میگن عدالت در کوچولو :D )

:arrow:
دوست پسر آزاری

۱- اگه بهتون زنگ زد (در این مسئله فرض بر آروین نام بودن دوست پسرتونه…!!!) بگین سلام حمید جون. بعد یه دفعه انگار که تازه متوجه شدین بگین اوا خاک به سرم علی تویی؟؟؟؟ می تونین این سیر رو تا هفده بار تکرار کنین ولی بار هجدهم دیگه خطر مرگ داره.من مسئولیتی در قبال این حادثه ندارم.

۲ – بهش زنگ بزنین و بگین کسی خونه نیست و دعوتش کنین خونتون ، بعد با دختر همسایه برید سینما و ………

۳ – تا یه شوخی کوچیک با شما کرد سریعا جبهه بگیرین و باهاش دعوا کنین. با کلماتی از قبیل:مگه تو خودت خواهر و مادر نداری؟…یا یه همچین چیزایی .ولی دو تا سه دقیقه بعد خودتون یه جک فجیع یا افتضاح تعریف کنید و بعدش بشینید و قیافه بنده خدا رو تماشا کنید.

۴ – آرایش شدید بکنید و از این شلوارای خیلی برمودا و آستین های مانتوتونو خیلی بزنید بالا و برید جلوی بنده خدا رژه برید و وقتی به شما نزدیک شد و به دو سه متری شما رسید ، سرش داد بزنید و بعدش بشینید و زجر کشیدنش رو تماشا کنید.

۵ – عکسهای دو نفره ای رو که با پسر نوه عمه ی خاله ی پدربزرگ پسر دختر خالتون و یا امثالهم گرفتید بهش نشون بدید ولی بهش اجازه ندید حتی یه دونه عکس باهاتون بگیره.

۶ – موقع تولدش جلوی دوستاش فقط بهش یه شاخه گل هدیه بدید و حالشو حسابی بگیرید و (احتمالا بسته به قدرت و توانایی قلبی و شرایط جوی) بشینید و سکته شو تماشا کنید و لذت ببرید.

۷ – همین که تو ماشین بغل دستش نشستین شروع کنین به عطسه کردن و از بوی ادکلن چند صد هزار تومنیش که با زجرکش کردن پدر و مادرش خریده ایراد بگیرید و بهش بگید که به این بو حساسید.

۸ – وقتی داره باهاتون حرف می زنه همین که به جای حساس حرفاش رسید بی مقدمه موبایلشو بردارید و به یکی از دوستاتون زنگ بزنید و چهار ساعت و چهل و هشت دقیقه با دوستتون حرف بزنید و اون بدبختو تو کف حرف زدن و تو فکر قبض موبایل بذارید

[ چهارشنبه 30 آذر1390 ] [ 10:48 قبل از ظهر ] [ mohammadrezal ]
گوشیم رو روی ویبره گذاشتم، رو میز داره می لرزه میپرسه داره زنگ می خوره؟ پ ن پ، خربزه خورده فکر اینجاش رو نکرده...

*می خوام برم خونه چشمام قرمزه... به رفیقم می گم چشمام قرمزه؟ میگه آره می خوای همین جوری بری؟ پ ن پ، صبر می کنم تا سبزشه بعد حرکت می کنم.

*به استاد می گم: لطفا کمکم کنید دارم مشروط می شم! میگه نمره می خوای؟ پ ن پ، نظر شما رو درمورد مقدار و جنس خاکی که باید بریزم تو سرم می خوام!

*رفتم جیگر بخرم، می گم یه دست جیگر می خوام، میگه جیگر گوسفند؟ پ ن پ، مهربون جیگر خودت رو!

*وسط خیابون ماشین محکم زده بهم، پخش شدم رو زمین، میگه تصادف کردی؟ پ ن پ، تو محوطه جریمه خودم رو انداختم زمین از داور پنالتی بگیرم! میگه زنگ بزنم اورژانس؟ پ ن پ زنگ بزن برنامه نود فردوسی پور ببین پنالتی بود یا نه.

*شب کولر رو از سرما خاموش کردم داداشم میگه سردت شده که داری می لرزی؟ پ ن پ، رفتم رو ویبره، نگران نباش بگیر بخواب شارجم تموم می شه، منم می خوابم!

*پسره اومده خواستگاریم، می گم من الان می خوام درس بخونم. می گه یعنی چند سال دیگه می خواین ازدواج کنین؟ پ ن پ 10 دقیقه صبر کنی این صفحه رو بخونم درسم تموم میشه!

*رفتم الکتریکی می گم آقا سه راهی دارین؟ میگه سه راه برق؟ پ ن پ، سه راه آذری، دربست.

*رفتم پرنده فروشی میگم آقا قناری های نر و مادتون کدومان؟ میگه می خوای بخری؟ پ ن پ، مامور منکراتم اومدم ببینم قفس شون یه وقت مختلط نباشه!

*رفتم سوپرمارکت می گم یه نوشابه بزرگ بده... میگه یعنی خانواده باشه؟ پ ن پ، مجردم بود اشکالی نداره، فقط محجوب باشه، اهل دود و دم هم نباشه!

*رفتیم غار علیصدر. به رفیقم خفاش نشون دادم، میگه وای خفاشه! پ ن پ بتمن بود. اجاره خونه گرونه اینجا سکونت دارن فعلا.

[ چهارشنبه 23 آذر1390 ] [ 10:29 بعد از ظهر ] [ mohammadrezal ]
درباره وبلاگ

خوش امديد
امکانات وب
بک لینک فا